تبليغاتX
Love Angel

Love Angel

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 18:25  توسط حسین  | 


 


این هم خلاصه ای از نظریات افلاطون در مورد عشق(همون عشق معروف افلاطونی):
مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود.
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است
خلاصه اینم از عشق افلاطونی

__________________
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید،شاید هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن

 

                                                             


مفهوم عشق

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد


از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .


از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .


از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .


از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .


از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .


از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .


از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .


از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .


از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .


از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .


از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .


از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.

ا

ز خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….

دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 9:44  توسط حسین  | 


آیا فروهر همان اهورا مزداست؟

به نام زیستن و نه زندگی
فروهر، اهورا مزدا نیست
فروهر چيست ؟
       
فروهر  كيست؟
       
اين نام از كجا امده است ؟
       
زن است يا مرد ؟
               
اينها سوالاتي است كه در اين بخش به انها اشاره خواهيم كرد .

وقتي مهتاب مي خواند طنين سبز نفسها به فراموشي مي رود و از حصار زمان خواهيم گذشت . ابستني ستاره غنيمت است اگر در چشمهايمان حيرت امان بدهد

ومن...
اميخته با حقايق محبوسم

و فروهر . . .
واژه فروهر  يا  فره وشي  واژه اي است اوستايي كه  در زبان پهلوي فروهر امده است . البته اين كلمه در گات ها  نيامده ولي بسياري از بخشهاي اوستا دربرگيرنده مطالبي در رابطه با ان است . معناي  فروهر نيروي پيشرفت دهنده و هدايت كننده تن و روان ادمي در گيتي و مينو تفسير مي گردد.و نگاره ي  فروهر نشان دوران هخامنشي است كه صد البته پيش از اين قوم بوجود امده است .
در حقيقت فروهر يكي از پنج جز بوجود اورنده ادمي است . در اوستا اينگونه امده است كه وجود ادم زنده از پنج جز ساخته شده است :

1 )
تن     2) جان   3) روان      4) وجدان    5) فروهر  

الف)تن پس از مرگ از هم مي پاشد و هر يك از اجزايش به صورت اوليه خود باز مي گردد

ب)جان كه نيروي زندگاني است . در هنگام مرگ نابود مي شود . يعني تا جان هست مرگ نيست و اگر مرگ ايد جان نمي ماند  . پس اين دو نقيضند و اجتماع نقيضين محال

پ) روان پس از مرگ تا ابد پايدار است و به پاداش نيكيها و يا پادافره  بدي ها خواهد رسيد

ج ) وجدان پيامبر درون است  و راهنماي غير ارادي ما و توبه و ندامت از دلايل بيداري وجدانند

د ) فروهر يكي از قواي باطني انسان است كه پيش از بدنيا امدن او وجود داشته و پس از مرگ به عالم ملكوت يعني همان جايي كه به ان تعلق داشته باز مي گردد .
پرتو بيكران اهورامزدا بوده كه براي راهنمايي روان ادمي و رهبري او به سوي راستي و جاودانگي به تن اندر شده و پس از مرگ با همان اشويي و پاكي به اصل خويش مي پيوندد . فروهر مانند روان ناديدني است ولي براي درك و فهم ان برايش تصويري بدين شرح ترسيم كرده اند :
پيرمردي سالخورده  كه دو دست او به سوي جلو و بالا افراشته شده است . دو بال گشوده دارد و صورت پيرمرد به سمت راست است .در دست چپ و در ميان كمر حلقه اي نمايان دارد . در دو سوي حلقه در دستش. دو رشته نمايان است . قسمت زيرين نگاره كه چونان دم عقاب دست يكديگر ميكنند . امتداد بالها در يك راستا نمايانگر راه راستي است كه تنها راه رسيدن به هدف است. حلقه اي كه در كمر دارد نمايانگر اين حقيقت است كه خارج از ان حلقه زمانه بي پايان و سپهر بي كران و داخل حلقه  دنيا است و انسان نيز در ميانه ان جاي دارد.دو رشته پيوسته به ان نمودار نيروي  سپنتا مينو  و انگره مينو  مي باشد كه به معني خير و شر است كه در نهاد تمامي انسانها نهاده شده است.  

 
پس از اين گفتار مي توان چنين نتيجه گرفت كه :

1 )
فروهر نهادي مقدس در وجود ناخوداگاه انسان
2 )
رسولي از جانب خدايگان
3 )
نامي است باز مانده از دوران پيش از هخامنش
4 )
مذكر است و اين از ظاهرش هويدا است

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 10:10  توسط حسین  |